لیست سوالات پزشکی

روانشناسی و مشاوره

2014- قبل ترها سکوت ولی الان دیگه کاسه صبرم لبریز شده و اعتراض میکنم .خیلی عصبی شدم .با بچه ها دیگه نمیتونم ارتباط مناسب داشته باشم مخصوصا که بیش فعال هم هستن .کلا خسته شدم و درمانده نمیدونم چکار کنم

جواب

2012- بله متاسفانه .بچه ها و خودم افسرده هستیم .در خانه بسیار قدیمی زندگی میکنیم .اما آنها هرسال مسافرت تفریحی و مذهبی حتی به خارج کشور دارند .تغییرات دکوراسیون در خانه و محل زندگیشان میدهند .مثلا یخچال خانه ما برای جهیزیه 17 سال پیش من است .ولی برای آنها یخچال ساید بای ساید تهیه میکند .خواهر شوهرم 3 عدد گوشی در عرض یکسال گم کرده وهرباربرایش گوشی جدید تهیه کردند . متاسفانه گوشی من برای 5 سال است .اگر من بخواهم جدیدش رو برام بگیره میگوید تو داری .اونها حق مهمونی دادن دارن ولی من تو این 17 سال فقط سه بار پدرو مادرم رو دعوت کردم خونمون .اونها فقط نیان عید دیدنی و میرن .ومثل اینها .

جواب

2010- لطفا در شیراز ادرس روانشناس دهید

جواب

2008- من افسردگی دارم به شدت ازرده و زود رنج می باشم و جدایی ام مرا کلا بهم ریخته

جواب

2007- خیر 8 سال پیش فوت کردن

جواب

2004- همسرم بسیار به خواهرها و مادرش حساس است .بطوریکه برآورده کردن نیازهای آنها اولویت زندگی ماست .هردو خواهرشوهرم مجرد و 45و 46 ساله هستند .همسرم طوری خانواده اش را ترو خشک میکند که انگار اصلا خودش خانواده ندارد .ما باید از نیازها و خواسته هایمان بخاطر آنها بگذریم .دایم سر این موضوع جر و بحث و مشاجره داریم .لطفا راهنمایی کنید ؟

جواب

2003- باسلام و تشکر .دختر 15 ساله و پسر 8 ساله مبتلا به بیش فعالی دارم .دخترم مدام حرکاتو صداهای نامربوط از خود درآورده ومرا عصبی میکند .جوشها وموهای خودرا میکند و زخم میکند .دایم به برادرش گیر میدهد و اورا میزند و سیخونک میزند .دادو فریاد میکند .بی نظم و شلخته است .راهنمایی میخواستم لطفا

جواب

1999- با توضیحاتی که ارایه کردم مشکل من اضطراب اجتماعی هست یا خجالتی بودن؟؟

جواب

1998- با سلام و خسته نباشید. بنده پسری 25 ساله در خانواده ای 4نفری از قشر ضعیف جامعه با مدرک لیسانس اولا نمیدونستم مشکلم دقیق چیه یعنی میگفتم خجالتی بودن هست تا اینکه چند ماهی میشه پی بردم به احتمال زیاد دچار فوبیای اجتماعی هستم. البته مادرمم خجالتی هستن نه زیاد البته کلا خانواده ی مادریم کمی خجالتی و جامعه گریز هستن یعنی روابط اجتماعی زیاد خوبی ندارن من خجالت یا فوبیام زیاد نبود موقع دانشگاه تا قبل دانشگاه تو مدرسه چندان به مشکل نخورده بودم البته به مهمانی ها یا عروسی و غیره کمتر میرفتم از دوران راهنمایی دوران دانشگاه رو هم متوسط گذراندم کلا ساکت بودم و اهل کنفرانس و سوال پرسیدن و غیره باشم نبودم البته آدم بسیار شوخ طبعی هستم دوستان زیادی هم داشتم و تو محیط روستا تو ادب و احترام همه منو میگن شاید همین ادب و غیره به این روز انداخت منو چون همیشه سعی کردم به دیگران احترام بذارم و نظرشونو جلب کنم. دانشگاه گذشت تا اینکه زمستان گذشته بود تو پایگاه بسیج از من بین 30 نفر حدودا آدم که همه همدیگر و میشناسیم سوالی پرسیده شد با اینکه همه ی حاضرین تو جلسه هم منو آدم باسوادی میشناسن و روم حساب ویژه ای داشتن که یک سوال ساده رو با اینکه جوابشو هم میدونستم نتونستم ج بدم یعنی استرس نذاشت و عدم تسلط جالبیش اینه یه پسر بچه ی ابتدایی کنار من راحت پاشد و جواب داد همین سوال رو من خلاصه ضایع و.. که الان یه 6ماهیی میگذره از این قضیه درصدد رفع این مشکل هستم که خوب بشم چون از اون اتفاق واقعا دیگه تعادل ندارم و فکر میکنم همه میگن احمق هست که نتونست اون سوال ساده رو جواب بده وقتی به جمع غریبه یا حتی نزدیکترین افراد خانوادگی هم میرسم اضطراب میگیرم البته از اون اتفاق به بعد اینطوری شدم قبلا جلوی خانواده خوب بودم اما جلوی جمع غریبه یا مهمانی ها زیاد نه.... حالا از مشاور محترم میخام بدونم مشکل من قابل درمان هست چون شدید رو زندگیم تاثیر گذاشته. ممنون ?

جواب

1996- سلام برای درمان اختلال پانیک آیا راههای غیردارویی هم وجود دارد؟

جواب